مامانبزرگه از زور ناراحتی، گریه کرد و خوندماغ شد و اشهدش رو خوند.
امیر گریه کرد و داد زد و باباش رو صدا کرد.
مامان و باباش و منیره اومدن و مامانبزرگه آروم شد.
منیره گریه کرد.
مامانبزرگه بغلش کرد و گریه کرد.
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: پویا قنبریپور